السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

685

تفسير الميزان ( فارسي )

بيش از امكاناتشان در سمع و طاعت تكليف نمىكند پس سمع و طاعتى كه در آيه قبلى بود همان وسع در اين آيه است . و اما نسبت به جمله هاى بعدى براى اينكه جملات بعدى اين معنا را مىرساند كه درخواست رسول خدا ص و مؤمنين كه خدا بر خطا و نسيان آنها را مؤاخذه نكند ، و چيزى را كه طاقتش را ندارند بر آنان تحميل نفرمايد ، هر چند درخواست بخشش از امورى بيرون از توان انسان است ، ليكن از باب تكليف به امورى نيست كه در وسع آدمى نباشد ، چون قبلا هم گفتيم منظور عذابهايى است كه ممكن است در برابر تمرد و نافرمانى بر آنان تحميل كند ، خواهيد گفت خطا و نسيان ، تمرد نيست ، چون از اختيار آدمى خارج است ، در پاسخ مىگوئيم درست است ، و ليكن مقدمات خطا و نسيان اختيارى است ، و ممكن است با جلوگيرى از مقدمات آن و يا تحفظ از آن از پيش آمد آن جلوگيرى نمود ، پس خطا و نسيان به اين ملاحظه امرى اختيارى است ، مخصوصا در مواردى كه ابتلاى آدمى به آنها به خاطر سوء اختيار خود آدمى باشد . اين مطلب عينا در مورد « اصر » هم مىآيد ، چون « اصر » يعنى اينكه خداوند مردمى را كه از تكاليف آسان او تمرد و سرپيچى كرده‌اند به عنوان كيفر تكاليفى دشوار بر ايشان وضع كند . و اين كار بر خلاف حكمت نيست تا انجام آن از خداوند قبيح باشد ، زيرا مقدمات آن را خود انسانها ، با اختيار خود انجام داده‌اند . پس در نسبت دادن آن به خدا هيچ محذورى ندارد . * ( « رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا » ) * بعد از آنكه در مقام اجابت دعوت خداى تعالى بطور مطلق و بدون هيچ قيدى گفتند : « سمعنا و اطعنا » و سپس از يك سو متوجه ضعف و فتور و سستى خود شدند ، و از سوى ديگر متوجه سرنوشت اقوام و امتهايى شدند كه قبل از ايشان مىزيستند ، ناچار از خداى تعالى خواستند تا به ايشان رحم كند ، و با ايشان آن معامله را نكند كه با امتهاى گذشته كرد ، يعنى آن مؤاخذه ها و حمل و تحميلها را نفرمايد ، چون مؤمنين با تعليم الهى اين معنا را آموخته بودند كه هيچ حول و قوتى جز به كمك خدا وجود ندارد ، و هيچ چيز جز رحمت او آدمى را از خطا و نسيان و تمرد حفظ نمىكند . با اين بيان پاسخ از سؤالى كه ممكن است بشود روشن مىگردد ، و آن اين است كه رسول خدا ص با اينكه معصوم است ، چطور درخواست مصونيت از خطا و نسيان مىكند ؟ جوابش اين شد كه اگر آن جناب معصوم است ، به عصمت او معصوم است ، نه از ناحيه خودش ، پس صحيح است كه از خدا مصونيتى درخواست كند ، كه از ناحيه خود ضمانتى